از فرداش باورت میشه کم کم و یاد میگیری که دلتنگ نباشی...
استخونهای شکسته ی احساست رو جمع میکنی و جملات آخر رو هی با خودت مرور میکنی
تا بفهمی خیلی وقت بوده که تاریخ مصرفت تموم شده بوده و
خودت داشتی الکی هی کشش میدادی...
میشی یه آشنای دور مثل "همه"!
بعد میری بسمت آدم شدن بعد عمری حوا بودن...
خدا رو چه دیدی؟
شاید این دفعه آدم شدی!
- ناهید سعادتیان
برچسبها: لیلا رحمانی, ناهید سعادتیان, شب اول جدایی, بیمار, درمان منی
نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:44 نویسنده : E_smaeil ....
برچسب:
نویسنده: یاسین رحمانی